تبليغاتX
90
90
هر قدر دیر، هر قدر سخت و جان فرسا، می دانم که آن روز می آید
سوتی آخر ترمی .
به نام خدا .

امروز می خوام یکی از سوتی ها آخر ترمم رو براتون تعریف کنم .

جلسه های آخر درس الکترونیک عمومی بود که گوشی یکی از بچه ها زنگ خورد . خودتون هم که می دونید گوشی که سره کلاس زنگ بخوره جریمش بستنی و ..... هستش .

استاد به دوستم نگاه کرد و گفت پاشو پاشو همین الان می ری بستنی می خری و میاری . دوستم رفت دنبال بستنی خریدن . استاد گفت : ای کاش می گفتم یکی کمتر بخره چون یک نفر غایب داریم . حالا عیب نداره من دوتا می خورم .

در همین حین ایناروس بازی ما گل کرد و گفتم : استاد مال من هم شما بخورید .  

|+|
نوشته شده توسط دانشجو در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 10:24